زندگی نامه

ایشان سرگذشت خویش را چنین نگاشته‌اند:

در حدود ۱۲ کیلومتری شهر نقده، دهکده‌ای به نام راهدانه هست که سابقاً بزرگ بوده و حاکم‌نشین سلدوز بوده است و اینجانب در ۲ شعبان ۱۳۴۴ ه.ق (۲۵ بهمن ۱۳۰۴)، تقریباً سه ساعت از شب دوشنبه گذشته در همین محل متولد شده‌ام و شش کلاس دبستان و مقداری هم از صرف و نحو را در خدمت پدرم در همان جا خوانده‌ام و تا قریب به شانزده سالگی در آنجا به سر برده‌ام. شیخ رضاقلی جد اینجانب در ارومیه و تبریز و نجف اشرف به تحصیل علوم پرداخته و در کاظمین عموزاده‌هایش را یافته است و آنها خواسته‌اند که ایشان را در کاظمین نگاه دارند، ولی او ایران را ترجیح داده و به ارومیه برگشته است. شیخ رضاقلی در فقه و اصول و ریاضیات و طب قدیم و هیئت و تقویم‌نویسی و زیج‌شناسی آن روزگار مطلع بوده و در ادبیات مهارت داشته و استاد کم‌نظیری بوده است. و مدتی در ایام جوانی معلم شاهزاده ملک قاسم میرزا و یا فرزندان او بوده.

یکی از اساتید ایشان حاجی میرزا احمد آقا تبریزی است که تعلیقات ایشان در حواشی شرح لمعه به خط عبد الرحیم چاپ شده است و یکی دیگر از اساتید ایشان شیخ محمد حسن مجتهد ارموی بوده که از شاگردان بنام شیخ مرتضی انصاری مشهور بوده و شیخ محمدصادق فخر الاسلام ارموی صاحب انیس‌الاعلام هم دین مبین اسلام را از او یاد گرفته و شیخ انصاری می‌فرموده که شیخ محمدحسن برای همه‌ی آذربایجان کافی است، رحمهم‌اللّه‌اجمعین. شیخ رضاقلی از ارومیه به سلدوز منتقل می‌شود و در آنجا در سنه‌ی ۱۲۹۷ ه.ق از زوجه‌ی افشاریه‌ی ایشان، والد بزرگوارم آقای حاجی شیخ عباسقلی رضوی که اکنون در سن ۹۶ می‌باشند متولد شدند، و در سال تولد ایشان شیخ عبید الله گیلانی از عراق به ایران حمله آورده و گروه بسیار زیادی از شیعیان ایران را -که پیرمردان ارومیه در حدود یکصد و پنجاه هزار نفر می‌گفتند- کشته است. و همو بود که عسکرآباد را قتل‌عام کرده بود. ایشان اول در خدمت پدرشان و بعد در نجف اشرف به تحصیل پرداخته‌اند و زوجه‌ی اخیرشان، مادر مکرمه‌ی نگارنده از طایفه‌ی «قره پایاق» هستند و بنابراین، حقیر از امهات اربعه: عرب و کرد و افشار و قره پایاق متولد شده‌ام، و نسب پدران ما هم به عرب می‌رسد و شاید که از ایران به عراق رفته بوده‌اند. حقیر در ۱۱ محرم‌الحرام سنه‌ی ۱۳۵۹ ه.ق (۳۰ بهمن ۱۳۱۸) در نزد پدرم به خواندن صرف میر شروع کرده‌ام و در ۱۲ خرداد ۱۳۱۲ برای تحصیل از سلدوز خارج و بعد از ۱۱ روز سفر پر مشقت به قم رسیدم و تا رجب ۱۳۶۴ ه.ق (تیرماه ۱۳۲۴) در قسمت فوقانی ناحیه‌ی غربی نیمه‌ی شمالی مدرسه‌ی فیضیه سکونت گزیدم و بعد تا ۱۲ شوال ۱۳۷۱ (۱۷ اردیبهشت ۱۳۳۱) در خارج از فیضیه منزل داشتم. شرح منظومه‌ی سبزواری و اسفار ملا صدرا را در درس آقای حاجی سید محمد حسین طباطبائی مؤلف المیزان فی تفسیر القرآن بالقرآن استماع کردم و از بدو ورود آیت‌الله حاجی آقا حسین بروجردی به شهر قم، به هر دو درس ایشان می‌رفتم. و در قم در حین تحصیل از صرف میر گرفته تا کفایه و مکاسب و رسائل درس گفته‌ام. در ۱۵ صفرالخیر ۱۳۷۲ ه.ق (۱۳ آبان ۱۳۳۱) در ارومیه سکونت گزیدم و الحمدللّه در آن شهر به تبلیغات عالی و پر ثمر موفق شدم و به مطالعه‌ی در آیات کریمه و احادیث شریفه پرداختم و همه‌ی کتاب‌های علمی­ام را در آنجا به رشته‌ی تحریر کشیدم و یا یادداشت کردم و از ۱۵ شعبان ۱۳۹۰ ه.ق برابر ۲۵ شهریور ۱۳۴۹ در تهران رحل اقامت افکنده‌ام تا خدا چه خواهد. نوشته‌های حقیر، همه از قرآن کریم و احادیث شریفه‌ی مرویه از معصومین -علیهم‌السلام- سرچشمه گرفته و عبارتند از:
۱- تجسم عمل یا تبدل نیرو به ماده، در تبریز در ۱۳۸۵ ه ق و بعد در تهران ۱۳۵۰ ش چاپ شده است.
۲- آغاز و انجام جهان، در ارومیه در ۱۳۴۸/۸/۲۰ ش چاپ شده است.
۳- ساختمان آینده‌ی انسان، هنوز چاپ نشده است.
۴- کتابی در حل شبهه‌ی آکل و مأکول، چاپ نشده.
۵- پیدایش انسان، چاپ نشده.
۶- احادیث منتخبه از روضه‌ی کافی که در تهران تلخیص و ترجمه کرده‌ام و در ۱۳۵۱/۷/۲۰ چاپ شده است.

برگرفته از کتاب گنجینه دانشمندان، جلد پنجم، ص۱۹۸